WEBVTT

00:00.140 --> 00:00.860
خوش آمدید دوباره.

00:00.860 --> 00:04.940
در این ویدیو می‌خواهیم به متغیر یا فیلد استاتیک نگاه کنیم.

00:04.940 --> 00:15.740
public static int بنابراین داخل کلاس  یک فیلد  از نوع 
 NumberOfCars به نام 

00:15.740 --> 00:17.330
ایجاد می‌کنم که مقدار آن را صفر قرار می‌دهم.

00:17.330 --> 00:21.740
و کاری که انجام می‌دهم این است که هر بار یک ماشین جدید بسازم،

00:21.740 --> 00:25.190
اینجا می‌نویسم NumberOfCars++.

00:25.190 --> 00:28.370
پس تعداد ماشین‌هایی که دارم را افزایش می‌دهم.

00:28.370 --> 00:34.700
حالا اگر بخواهید خیلی دقیق باشید باید مطمئن شوید که سازنده 
(CTR)

00:34.700 --> 00:42.320
یعنی در این حالت سازنده پیش‌فرض هم شامل این افزایش مقدار باشد، چون الان می‌توانیم ماشینی بسازیم

00:42.320 --> 00:47.420
که هیچ جزئیاتی به آن اضافه نکرده‌ایم.

00:47.420 --> 00:52.250
ولی همچنان می‌خواهیم مطمئن شویم تعداد ماشین‌ها در آن حالت هم افزایش پیدا می‌کند.

00:52.250 --> 00:56.300
پس ما اینجا یک فیلد استاتیک داریم.

00:56.300 --> 00:58.190
این الان یک فیلد است.

00:58.190 --> 01:01.010
نیست.(private) این بار یک متغیر خصوصی 
 
01:01.010 --> 01:03.710
پس نیازی به استفاده از آندرلاین نداریم.

01:03.710 --> 01:10.580
و چون یک متغیر استاتیک است، نام متغیر را با حرف بزرگ شروع می‌کنیم.

01:10.580 --> 01:15.710
public و چون 
Car  است، می‌توانم از بیرون کلاس 
 هم به آن دسترسی داشته باشم.

01:15.710 --> 01:23.810
کاری که این حالا برای ما انجام می‌دهد این است که می‌توانیم بفهمیم چند ماشین تولید کرده‌ایم.

01:23.810 --> 01:28.160
Program.پس بیایید برویم به کلاس 

01:28.160 --> 01:33.650
و کدی که قبلاً داشتیم را پاک کنیم.

01:33.650 --> 01:37.070
 new Carاینجا یک ماشین می‌سازم،

01:37.070 --> 01:39.830
car2بعد یک ماشین دیگر می‌سازم، 

01:39.830 --> 01:41.390
و بعد یک ماشین دیگر.

01:41.390 --> 01:51.770 
 A3،یک ماشین جدید خواهد بود، مثلاً car3
Audi سازنده آن 

01:52.010 --> 01:55.130
خواهد بود و یک ماشین لوکس هم نخواهد بود.

01:55.130 --> 02:04.370
Car.NumberOfCars و حالا می‌توانم مستقیماً به متغیر استاتیک 
 دسترسی داشته باشم.

02:04.490 --> 02:04.910
خب.

02:04.910 --> 02:08.150
پس نمی‌توانم روی یک شیء از Car به آن دسترسی داشته باشم.

02:08.150 --> 02:10.340
فقط می‌توانم مستقیم به آن دسترسی داشته باشم.

02:10.340 --> 02:21.590 
پس می‌توانم مثلاً بنویسم "تعداد ماشین‌های تولید شده: " +  یا به این شکل.
cw NumberOfCars++

02:21.590 --> 02:23.240
یاCar.NumberOfCars ++  

02:23.240 --> 02:26.810
و حالا بیایید برنامه را اجرا کنیم تا آن را در عمل ببینیم.

02:26.810 --> 02:30.680
و می‌بینیم تعداد ماشین‌های تولید شده: سه.

02:30.680 --> 02:34.670
car1، car2، car3. و بیایید دوباره بررسی کنیم: 

02:34.670 --> 02:36.050
خب همین‌جاست.

02:36.050 --> 02:43.250
 public static حالا قدرت استفاده از یک متغیر استاتیک یا
 را دیدید.

02:43.250 --> 02:53.150
 public static NumberOfCarsیعنی دسترسی به متغیر
 Carدر کلاس .

02:53.150 --> 02:53.900
خیلی خوب.

02:53.900 --> 02:59.720
staticاین یک نمونه‌ی خیلی کاربردی از استفاده‌ی کلیدواژه 
 است.

02:59.720 --> 03:01.610
خب همین بود این ویدیو.

03:01.610 --> 03:02.750
در ویدیوی بعدی می‌بینمتان.
